تبليغاتX
#NILOOFAR#

سه شنبه خونین!

معمولا در هر دوره از تاریخ هر مملکتی یک روز یا یک واقعه به سبب خصوصیاتی از سایر وقایع متمایز می شوند.این روز های مهم معمولا یا تعطیل عمومی اعلام  می شوتد یا عزاداری یا جشن که اصولا با شادی یا غم مضاعف همراه اند.مدرسه ی ما هم از این قاعده ی بس پسندیده و نیکو مستثنی نیست و به سبب شباهتت بی چون وچرا و تلفات احتمالی که روند افزایشی قابل ملاحظه ای داشته و همچنین به سبب مرکزیت هفته و با همفکری دوستان "سه شنبه ی سیاه" یه همان "سه شنبه ی خونین" نامگذاری شده است.

حال به تشریع ابن واقعه بس تاثیر گذار و وجه تسمیه آن می پردازیم:

اولا که آقا اصن چه معنی می ده که ۴ زبان زنده ی دنیا اعم از کفر و اسلام و معیار تو یه روز و اونم پشت سر هم باشه؟!ما که حکمتی پیدا نکردیم برای این عمل شایسته!میگن مغز آدم یه ناحیه برای یادگیری زبان داره.حالا تصور کنین که قراره تو یه روز از این یه قسمت ۴ بار و اونم با ۴ کاربرد متفاوت استفاده بشه!!بابا بی خبال!فکر مغز پوکیده ی مارو هم بکنبن!زمان اوج مصرف استامینوفن(برای اینجانب کدیین)که بازده ی مغز ما قانون دوم نیوتون رو هم نغز می کنه!(ببخشید نقض)

حال نوبت کنکاش این ۴ درس:

۱) دین و  زندگی(Theology):اهمیت و تاثیر دین و معارف بر هیچ احدی پوشیده نیست و من جمله بر ما.اهمیت این درس با یک quiz جانانه از هر درس بعد از تدریس آن کاملا مشخص می شه که بخش عمده ای از وقت نداشته ی دوشنبه ی ما را برای مطالعه به خود اختصاص می دهد.البته به حق سیستم quiz گیری واقعا بی نقص است و بس تاثیر گذار و از این حیث خدا معلمان خیر دهد!

 

۲)زبان انگلیسی/دین و زندگی(English/Theology):که از هفته ی دیگه طی توافق دوجانیه ی طرفین میشه فقطTheology یا فقطEnglish!استغفر ا...!زبان خارجگینی؟!چه معنی داره؟والا!گویند زبان کفر است و ...

 

۳)عربی(Arabic):  شروع علایم اولیه سردرد و خماری و ...

.

.

.

زندگی زیباست..!!

۴)زبان فارسی:(Z.F!): کمتر کسی به این مرحله می رسه یا اگه رسیده سوخت تموم کرده یا گازوییل مغزش ته کشیدهو بهترین وصفی که می تونم بکنم:"زمانی برای اوج خرناس ها".ما که نفهمیدیم آخر تنه زد یا تنه خورد یا یرمی یا نرمی(؟) یا thology یا  biology! نه هیاهوی کلاغ ها که معلوم نیست روزی چند بار دور مدرسه طواف می کنند ونه صدای طنین انداز معلمی که پشت پنجره ی نیمه عریان کلاس به سیاهی می زند و نه سقلمه ی بغل دستی هیچ یک بر ما که چو گورانیم شوری ایچاد نمی کند.فقط و فقط انگشت اشاره ی ناظم محترم که با لطافت خاصی روی دکمه ی زنگ که برای ما حکم آزادی از بازداشتگاه کوچک کلاس ماست ما را به شور می آورد!!!....

.

.

آخیش تموم شد!!!!!!!!!!!....

ما که می سوزیم و می سازیم و عاقبت ما خدا داند و بس!!!!!!

!! نوشته شده توسط Niloofar | 16:14 | جمعه بیست و دوم آبان 1388 •

وای فک کنم منم آنفلوانزا گرفتم

 

در ضمن اومدم بگم که بنده به یکم تنوع نیاز دارم!کمکم کنید!!!

!! نوشته شده توسط Niloofar | 20:52 | شنبه هفدهم مرداد 1388 •

 

" اکنون در مکانی هستید که افکار و اعمالتان در چند سال اخیر شما را به آنجا آورده است.آتچه در ده بیست سال آینده تجربه خواهید کرد متاثر از کارهایی است که همین امروز انجام میدهید."

 

" هیچ چیز در زندگی معنا ندارد.مگر معنایی که شما به آن بدهید.پس معناهایی را اختیار کنید که با سرنوشت دلخواه شما سازگار باشد. "

                                                                                                                                                    " آنتونی رابینز "

 

"شخصیت یعنی آن کارهایی که در تنهایی و دور از چشم دیگران انجام می دهیم. "

                                                                                                                                                  " اچ.جکسون براون پسر "

 

"تجربه نامی است که به اشتباهاتمان میدهیم. "

                                                                                                                                                   " اسکار وایلد "

 

 "هر خروجی ورودی به جای دیگر است. "

                                                                                                                                                   " تام استوپارد "

 

 

 

!! نوشته شده توسط Niloofar | 21:29 | چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 •

مایکل جکسون هم رفت...

این دفعه نوبت سلطان پاپ بود که بره و چه زود هم رفت.اون طور که از خبر ها معلوم شد دیروز ۵ شنبه مایکل جکسون در اثر حمله قلبی از و در حالی که ۱ ماه تا تولد ۵۱ سالگی اش مانده بود از دنیا رفت...شاید فقط بچه ها یش بتوانند مثل او آهنگی خلق کنند که هم جوانان هم کودکان و هم بزرگسالان را از اقشار مختلف جذب کند...

 

!! نوشته شده توسط Niloofar | 11:19 | جمعه پنجم تیر 1388 •

به علت بعضی مساعل امنیتی و تهدید اشخاصی خاص از نوشتن مطالبی خاص معذورم...
!! نوشته شده توسط Niloofar | 22:3 | دوشنبه یکم تیر 1388 •

مجری تلویزیونی یا مجسمه ای به نام پور حسین

!! نوشته شده توسط Niloofar | 14:16 | پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 •

2 روز تا رهایی...2 روز تا مقصد نهایی

سلام.نمی خوام حرفای تکراری بزنم.خدارو شکر این مناظره ها حقیقت تلخی که تو این جامعه بود رو نشون داد.همچنین شخصیت رییس جمهور محترم(!)رو..من با اینکه هیچ وقت از احمدی نزاد خوشم نمی اومد ولی اوایل فقط خوشحال بودم که سیاست مداره.ولی بعد از اون مناظره ها که ار همین جا از موسوی و کروبی و رضایی تشکر می کنم که خوب خوب به قول معروف چیزشو(!)به خاک مالیدن(پوز)فهمیدم که کشورمون و دست کی سپرده بودیم.هیچ چی بد تر و مضحک تر از اون پوز خندهای نمکین(!)و عقده بارش نبود که شخصیتشو به نحو احسنت نشون داد.واقعا هدفت چی بود؟ها؟می خواستی خودتو منفور تر کنی؟یا فک کردی با اون نیشخند ها و ابرو بالا دادن ها و بینی صاف کردن که فقط جلوی دوربین یادت می اومد اتجام بدی تن اوباما را می لرزوندی؟یا کرک و پر به قول خودت صدام(!) ی که الان تو قبرش استخونم نیست رو می ریختی؟نه...ملت و دتیا اینقدر ساده نیستند...ما حاضر نیستیم ۴ سال دیگه هم دروغ بشنویم عمو آمار باف!ما زندگی آبرومند رو بیشتر از سیاست های خارجی جنابعالی دوس داریم....دیگه نمیخوام وقتی چت می کنم تا می گم ایرانیم ایگنور بشم یا هزار تا فحش و تهمت و دروغ بشنوم..من ایرانیم.به ایرانی بودنم هم واقعا افتخار می کنم...ولی ما اون جوری که در شان ایرانی بودنمونه اداره نمیشیم.

وحالا میخوام از مهندس میرحسین موسوی تشکر می کنم که واردصحنه شد...به نظر من هم خود میرحسین هم زهرا رهنورد خیلی دوس داشتنی یا به قول من گوگولین(!)...خیلی دوستون دارم...از همه نظر سرین!
به امید یه ایران هنری٬فرهنگی٬سیاسی٬ورزشی٬با عدالت٬بدون سو تغذیه و فقرو دروغ و شجاع و با اخلاق و فرهنگ(خصوصا حوالی آیت الله عبادی ۳۳!)و سبز و در نهایت بدون سختی و درس و.....

گند زدم

پس تو همین ۲ روز تنها کاری که مینونیم انجام بدیم اینه که بریم تو خیابونا و داد بزنیم:    "موسوی و رهنورد٬تساوی زن و مرد"

پس بیایید همه با هم  در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ نام زیبای میرحسین موسوی را بنویسم و به صندوق بیندازیم

راستی بچه ها من جدی جدی می خوام برم حوزه٬اینطور که معلومه فقط به عکس دار بودن شناسنامه نیگا می کنن٬فقط مسجدا نرین.فقط مدرسه

به امید اون روز....

!! نوشته شده توسط Niloofar | 20:56 | چهارشنبه بیستم خرداد 1388 •

H.A.P.P.Y B.I.R.T.H.D.A.Y

سلام...نه اشتباه نکنین تولدم نیست...تولد بنده ۱۰ خرداده.اومدم بگم اگه تا اون موقه نیومدم نت پس ....

تولدم مبارک!!!!!!!

منتظر هدایایتان می مانیم...

تا ابد

!! نوشته شده توسط Niloofar | 0:43 | جمعه یکم خرداد 1388 •

بارسلونا!!!!!

سلام!وای من الان خیلی ذوق مرگم چون دیشب بارسلونا رفت فینال جام باشگاههای اروپا!!حالا کی گل و زد؟دقیقه ی ۹۳!!!!!!!من که از هیجان دیشب خوابم نمی برد آخه تا دقیقه ی ۹۳ بارسا ۱-۰ عقب بود و با این نتیجه چلسی می رفت فینال.گواردول هم داش به هیدینگ تبریک می گفت که یهو بارسا در کمال ناباوری دقیقه ۹۳ گل زد و به علت قانون باحال گل زده در خاته حریف رفت فینال و باعث شد من ساعت ۱ شب جیغ خفیفی بکشم(چون همه به جز بابام خواب بودن)

خب حالا منچستری های بدبخت خوب حالتون و تو فینال با اون مربی باحالمون میگیریم....برین از الان دنبال تاکتیک باشین که له نشین

پس وعده ی ما:۶ خرداد ۱۳۸۸.ایتالیا.ورزشگاه المپیک رم.ساعت ۲۳:۱۵ به وقت ایران

!! نوشته شده توسط Niloofar | 13:53 | پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 •

همدردی با تتی از رفقا

سلام!!!نمی خوام همه پستام بشه راجب آبله مرغون ولی خوب این پست رو می ذارم واسه همدردی با یکی از دوستای نمی دونم بگم خوش شانس یا بد شانسم که امروز سر کلاس آبله مرغون گرفت!!!!اصن به من چه!!!!ولی بیچاره درکش می کنم...دد بردیه و ما هم گرفتارش شدیم!!!

سارای بدبخت چند تا نصیحت خواهرانه یا شایدم مادرانه:

-تا می تونی دونه هاتو بخارون

- بهشون ور برو خیلی کیف میده

-تا می تونی جامدات بخور(اونایی که می گن مایعات بخور بدتو می خوان می دونی که)

- روزی ۲ بار برو حموم(پاکیزگی نیمی از ایمان است همون طور که واقفی)

-دونه ها رو بترکون تا ویروس هر چه سریع تر از بدنت خارج شن

-از ۲۴ ساعت شبانه روز سعی کن حداقل ۲۲ ساعاتشو بخوابی...این راهی بود که من در پیش گرفتم و می بینی که چقدرم موفقیت آمیز بود

-و در نهایت سعی کن از این ۲ هفته اردوی خانگی نهایت استفاده و لذت کافی رو ببری جوجو

خب دیگه بسته پررو می شی...ولی ناراحت نباش اگه یادم موند جاتو تو تولد و دو اردویی که در پیش داریم خالی میکنم.

   

 

راستی بچه ها فردا المپیاده واسم دعا کنین...(خداییش یه زحمت هم به خودم ندادم که حتی ۱ مساله حل کنم٬ولی به هر حال واسم دعا کنین)

خب دیییییییییییییگه...بریم

 

!! نوشته شده توسط Niloofar | 18:8 | چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 •